۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

نمایش رو نمایش نده!

نمایش رو نمایش نده!
ما نمایش رو اجرا می کنیم و تماشاگر اجرا رو می بینه. اما واقعاٌ ما چی رو به اجرا می ذاریم و توقع داریم تماشاگر چی رو ببینه؟
ما چی رو برای خودمون نگه می داریم و چی رو به تماشاگر نشون می دیم و توقع داریم که تماشاگر دنبال چی باشه؟ چی باعث می شه که تماشاگر صحنه و رویداد رو دنبال کنه؟
اون چیزی که باید بازیگر رو وارده صحنه بکنه ، انگیزست. انگیزه مال بازیگره که بر اساس اون یک صحنه شکل می گیره. تماشاگر چگونگی این صحنه رو می بینه. و با دبدن این چگونگی اجرا ، براش این سوال ایجاد می شه که چرا این جور رفتار کرد؟ اگر تماشاگر این سوال رو از خودش بپرسه ، اون وقت به دنبال انگیزه ها میره. و این همون چیزیه که ما می خوایم. که تماشاگر به دنبال انگیزه ها بره.
وقتی فقط چگونگی رو نشون می دیم ، این که بازیگر چگونه عصبانیه ، اون وقت تماشاگر دنبال اینه که چرا عصبانیه؟ یعنی پی گیری می کنه. ولی آفت کار اون جاست که فقط بخوایم نمایش بدیم . این یعنی هیچ انگیزه ای پشت کار مون نیست برای همین به ناچار نمایش می دیم. و مجبور می شیم احساسات رو وارد کار کنیم. وقتی به اتکای احساسات بخوایم با تماشاگر ارتباط برقرار کنیم، فقط برای چند لحظه جذابیم! شاید فقط در ابتدای کار .
به چند دلیل ، یکی این که احساسات همون لحظه ی اول از دست می ره. دوم این که عاطفه هیچ رشدی نداره و بالاخره این که احساسات نمی ذاره بدن راحت حرکت کنه و همه ی بدن رو منقبض می کنه. وقتی با احساس صحنه رو می سازی ، دیگه نمی تونی راحت حرکتی رو که باید ، تو صحنه داشته باشی.
یکی از تمرین های گروه نمایش شاه لیر ، ورود به صحنه نمایش با انگیزه برای اجرای همون صحنه است. انگیزه برای شادی، غم، عصبانیت، و انگیزه برای اجرای همه ی صحنه هایی که در اجرای اصلی وجود داره و حتی صحنه هایی که در اجرا نیستند ولی برخاسته از شناخت کاراکتر هاست و در تمرین ها جا داره.

۱ نظر:

عطیه هجرتی گفت...

با سلام
فقط می تونم بگم که شیوه کار وتمرینات فوق العاده عالیه.
من یکی از بزرگترین آرزوهام اینه کاش می تونستم عضو کوچیکی از خانواده بزرگ شما باشم.
و از اینجا هم دست استاد خوبم آقای آرش دادگر را می بوسم و آرزوی موفقیت روز افزون برای شما و گروه خوبتون دارم.
شاگرد حقیر شما عطیه