تمرین :
شاه لیر ، روی صندلی وسط سالن می نشیند. هر یک از شخصیت های داستان از رو به روی او عبور می کنند. در هنگام رسیدن به شاه ، یک کلمه یا عبارت را در حین احترام گذاشتن به او بیان می کنند. کلمه ای که ناشی از دغدغه و نیاز آن کاراکتر است.
· توجه داشته باشید که این شاه ، در حال حاضر ، در اوج قدرت خود است.
· در مرحله ی بعد یک کلمه می تواند تبدیل به یک جمله شود. با این تصور که این شاه منبعی برای رفع نیاز و جواب به شماست.
· همین نمایش را در شرایطی که شاه دیگر قدرتی ندارد و حتی شاه به مرحله ی جنون رسیده ، دنبال کنید.
· در شرایطی دیگر : شما برای انجام کاری ( مثلا رفتن به دست شویی ) عجله دارید ، و در این شرایط ، شاه با صدا زدن شما ( هر آن گونه که روابط شاه با کاراکتر اقتضا می کنه ) شما را مجبور به ایستادن و ادای احترام می کنه.
آن چه در این نمایش اتفاق می افتد ، روابط و تغییرات درونی کاراکترها در مواجهه با قدرت شاه است. شاه در این نمایش در حالت های مختلف ظاهر می شود. از مرحله ی اقتدار به مرحله ای که به جنون و دیوانگی می رسد. هر یک از کاراکترها ، خصایصی درونی دارند که در موقعیت های مختلف ، بنا به ضرورت فضا و نیاز خودشان بروز می دهند.
شاید چنین موقعیتی هیچ گاه در نمایش اصلی ، به وجود نیاید. اما این بازی امکان آن را فراهم می کند که کاراکترها با قرار گرفتن در چنین موقعیتی ، لایه های زیرین خود را کشف کنند و با تصور چنین داشته هایی از خود ، نقش را ایفا می کنند.
مثلا رفتار ادموند در هنگام اقتدار شاه و در زمان نزول قدرت شاه ، کاملا متفاوت است. رابطه ی احساسی آلبانی و شاه ، در مرحله ای ، همانند رابطه ی سپری است که شاه هیچ وقت نداشته. و دلقک در جایی فقط یک دلقک است اما تا مرحله ی مادری برای شاه در آخر داستان پیش می رود.
شاه لیر ، روی صندلی وسط سالن می نشیند. هر یک از شخصیت های داستان از رو به روی او عبور می کنند. در هنگام رسیدن به شاه ، یک کلمه یا عبارت را در حین احترام گذاشتن به او بیان می کنند. کلمه ای که ناشی از دغدغه و نیاز آن کاراکتر است.
· توجه داشته باشید که این شاه ، در حال حاضر ، در اوج قدرت خود است.
· در مرحله ی بعد یک کلمه می تواند تبدیل به یک جمله شود. با این تصور که این شاه منبعی برای رفع نیاز و جواب به شماست.
· همین نمایش را در شرایطی که شاه دیگر قدرتی ندارد و حتی شاه به مرحله ی جنون رسیده ، دنبال کنید.
· در شرایطی دیگر : شما برای انجام کاری ( مثلا رفتن به دست شویی ) عجله دارید ، و در این شرایط ، شاه با صدا زدن شما ( هر آن گونه که روابط شاه با کاراکتر اقتضا می کنه ) شما را مجبور به ایستادن و ادای احترام می کنه.
آن چه در این نمایش اتفاق می افتد ، روابط و تغییرات درونی کاراکترها در مواجهه با قدرت شاه است. شاه در این نمایش در حالت های مختلف ظاهر می شود. از مرحله ی اقتدار به مرحله ای که به جنون و دیوانگی می رسد. هر یک از کاراکترها ، خصایصی درونی دارند که در موقعیت های مختلف ، بنا به ضرورت فضا و نیاز خودشان بروز می دهند.
شاید چنین موقعیتی هیچ گاه در نمایش اصلی ، به وجود نیاید. اما این بازی امکان آن را فراهم می کند که کاراکترها با قرار گرفتن در چنین موقعیتی ، لایه های زیرین خود را کشف کنند و با تصور چنین داشته هایی از خود ، نقش را ایفا می کنند.
مثلا رفتار ادموند در هنگام اقتدار شاه و در زمان نزول قدرت شاه ، کاملا متفاوت است. رابطه ی احساسی آلبانی و شاه ، در مرحله ای ، همانند رابطه ی سپری است که شاه هیچ وقت نداشته. و دلقک در جایی فقط یک دلقک است اما تا مرحله ی مادری برای شاه در آخر داستان پیش می رود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر